تبلیغات
زندگی نامه و وصیت نامه شهدا - شهید...
سه شنبه 22 اردیبهشت 1388

شهید...

   نوشته شده توسط: امید میرشکار    

 



خدایا ببین که اسطوره های شهادت چگونه حیات را به بازی گرفته اند

مرگ به

 اسارتشان در آورده است سرمست عشقند ،

 

عشق خدائی، ببین که با پرتاب آیه آیه وجودشان در بستر جاری زمان چگونه

 

حیات را تفسیر میکند.

 

 خدایا سرودشان را شنیدی« انالله و اناالیه راجعون» ، فریادشان را شنیدی

 

 نصرمن الله و فتح غریب» آوایشان را شنیدی « لااله الاالله » نجواشان را شنیدی ،

 

« فبای آلا ربکما تکذبان» زمزمه شان را شنیدی

 

« فقاتلو ائمة الکفر»  نامشان موحد، کتابشان قرآن ، پیامشان ایمان ، جرمشان قیام ،

 

راهشان اسلام ، رهبرشان امام ، سلاحشان وحدت ، درسشان جهاد،  

 

سرمایه شان تقوی، مقصدشان شهادت ، معبودشان الله ، فرمانده شان روح الله .

 

  یارانمان ، یارانمان ، آری یارانمان را ربودند که تنها بودیم تنها تر شدیم ،

 

مهاجران رفته اند و بی انصار شده ایم ،

 

          خدایا ، به ابرها بگو بگریند ، به کوهها بگو بشکافند؛

 

 به دریاها بگو بخروشند ، به طوفانها بگو بشتابند ، به رودها بگو بنالند،

 

چشمه ها را بگو بجوشند، به آسمان بگو ببارد، بزمین بگو بگرید ، به خورشید بگو نتابد ،

 

 به ماه بگو نیاید ، به ستاره گان بگو نمانند ،

 

به همه بگو اشک بریزند ، آری اشک بریزند ، ای جنگ ، ای دریا ، ای سرودها ای قله ها،

 

 ای رودها، ای چشمه ها ، ای دشتها، ای بیشه ها ، از چشم خود جاری کنید سیرابها جاری کنید،

 

خونابه ها جاری کنید.

 

         خدایا ، به درختها بگو که برگهایشان را فرو ریزند 

 

 به عقابها بگو که به سوگ یارانمان نشینند

 

به پرنده گان بگو پرهایشان را بخون شهیدان رنگین کنند ،

 

 به کبوتران بگو پیام خونرا به خطه ستم کشان برسانند .

 

         خدایا ، باز هم به فرشتگانت بگو که « انی اعلم ما لا تعلمون » فلسفه آفرینش را در

 

کربلای خوزستان نشانشان ده .

 

         خدایا ، باز هم به فرشتگانت بگو که خلیفه گانت را در زمین ببینند،

 

 آری «تقوی و عشق را و ایمان را » ایثار و جهد و تلاش و خون جوانان را « یکجا نشانشان ده » .

 

         خدایا ، به محمد (ص) بگو که پیروانش حماسه آفریدند ،

 

 به علی(ع) بگو که شیعیانش قیامت بپا کرده اند،

 

 به حسین(ع) بگو که خونش همچنان در رگها میجوشد.

 

 بگو که از آن خونها که در دشت کربلا زمین ریخت  سروها روئید، ظالمان سروها را بریدند

 

 اما باز همه سروها روئید،

 

بگو که آن خونها از « خرداد خون داد » تا « شهریور شهید » بر ژاله شد ،

 

بگو که دستهای عباس(ع) بر پیکر من آویخته است،

 

بگو که آن خونها به جانان ریخته است و بگو که قاتلان همچنان خونمان را می ریزند اما ...

 

 باز هم لاله می روید .

 

         خدایا، میدانی که چه می کشیم ، پنداری که چون شمع ذوب میشویم ، آب میشویم .

 

 ما از مردن نمی هراسیم ، اما می ترسیم بعد از ما ایمان را سر ببرند ،

 

و اگر نسوزیم هم که  روشنائی می رود و جای خود را دوباره به شب می سپارد،

 

 چه باید کرد از یک سو باید بمانیم تا شهید آینده شویم،

 

 و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند ،

 

هم باید امروز شهید شویم فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود.

 

عجب دردی ، چه میشد امروز شهید میشدیم و فردا زنده می شدیم تا دوباره شهید شویم

 

 آری همه یاران سوی مرگ رفتند ، در حالیکه نگران فردا بودند.

 

 

          خدایا نکند وارثان خون این شهیدان در راهشان گام نزنند.

 

خدایا ، نکند شیطانهای کوچک با خون اینها"(شهیدان)" خان شوند ،

 

 نکند جانمایه ها برای به مایه های دون سرمایه مقام شود ،

 

 نکند میوه درخت فداکاری اینها را صاحبان ریاکاری بچینند،

 

 نکند ثمره جنگ یارانمان به چنگ فرصت طلبها افتد، نکند خونین کفنان در غربت بمیرند

 

 تا قدرت طلبها کام گیرند .

 

           با شما هستم ای ابن الوقتها، انقلابیون بعد از انقلاب؛ سرمایه داران ، زراندوزان ، مستکبرین ،

 

فئودالها،خوانین؛ غربزدهها ، منورالفکران ،انحصارطلبها؛اسلام پناهان؛قشریون؛خمره های قدرت؛

 

میوه چینها، راحت طلبها، زخم زبان زنها، منافقین ،التقاطیون؛

 

 ای کسانیکه تا دیروز نمی دانستید که سیاست را با (س) می نویسند یا با (ص) ،

 

 ای جریاناتی که جز به خود و هوای نفس ، دیگران را نمی شناسید، و همواره بر چسب می زنید ،

 

غیبت میکنید و شهیدان را متهم به کفر کردید.

 

         خدایا ، آیا میخواهند از خون شهیدان نردبان قدرت و پست و مقام برای خود بسازند،

 

نکند که .....نه،نه.خدایا، هرگز ،

 

 اینها که گفتم کفر است؛ مگر میشود خون حسینیان پایمال شود ، مگر میشود علی اکبر و

 

 ابوالفضل و علی اصغر بمیرند،"مگر شهیدان زنده نیستند"

 

، نه، نه، هرگز، آنها همواره زنده اند، جاویدند، زیرا شهیدند و شهید یعنی حی حاضر ،

 

 ناظر و حضور در تمامی صحنه های حق و باطل.