تبلیغات
زندگی نامه و وصیت نامه شهدا - ما و جانبازان شیمیائی
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388

ما و جانبازان شیمیائی

   نوشته شده توسط: امید میرشکار    



بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یاثارالله وابن ثاره 

السلام علیك یا شیب الخضیـب






خامــنه ای خــمینی دیگراسـت 

ولایتش ولایــــت حیـــدراســت

ماعاشقان دردیم ازآن نمی هراسیــــــــم 

ازدردعشق هرگز،جانــان نمی هراسیــم 

با سلام خدمت دوستان(ازنسل اول تا سوم) 

ازامروز وبا یاری حق تعالی آمده ایم تا از مظلومیت شهدا و همرزمانشان بگوئیم باشد كــه بــا 

یاری شما دوستان توانیم گوشه ای از رشادت ها و مظلومیت ها را بازگو نموده وناكثین روزگار 

را رسوا نمائیم. 

در ابتدا لازم میدانم مقدمه ای را كه از سر درد است،بازگو نموده وبا معرفی خود واهداف خود

را از این حركت تبیین نموده و باشد كه نگذاریم گلهای این بوستان ،به فراموشی سپرده شوند 

وبتوانیم مرهمی بر زخم های دل وجان وتن آنان گذاریم .انشاءالله 

ودر این روزگار وانفسا بوسه ای عاشقانه بر زخم های تن آنان نوازیم. 

وقتی صحبت از جانبازان شیمیائی میشود آنهائی كه با آنان كم وبیش نشست وبرخاست دارند 

به یاد خش خش سینه ، نفس نفس زدن در هنگام صحبت ،وبالا آوردن خون و غیره میشوی. 


لطفا ادامه مطلب را نگاه کنید...



بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یاثارالله وابن ثاره 

السلام علیك یا شیب الخضیـب






خامــنه ای خــمینی دیگراسـت 

ولایتش ولایــــت حیـــدراســت

ماعاشقان دردیم ازآن نمی هراسیــــــــم 

ازدردعشق هرگز،جانــان نمی هراسیــم 

با سلام خدمت دوستان(ازنسل اول تا سوم) 

ازامروز وبا یاری حق تعالی آمده ایم تا از مظلومیت شهدا و همرزمانشان بگوئیم باشد كــه بــا 

یاری شما دوستان توانیم گوشه ای از رشادت ها و مظلومیت ها را بازگو نموده وناكثین روزگار 

را رسوا نمائیم. 

در ابتدا لازم میدانم مقدمه ای را كه از سر درد است،بازگو نموده وبا معرفی خود واهداف خود

را از این حركت تبیین نموده و باشد كه نگذاریم گلهای این بوستان ،به فراموشی سپرده شوند 

وبتوانیم مرهمی بر زخم های دل وجان وتن آنان گذاریم .انشاءالله 

ودر این روزگار وانفسا بوسه ای عاشقانه بر زخم های تن آنان نوازیم. 

وقتی صحبت از جانبازان شیمیائی میشود آنهائی كه با آنان كم وبیش نشست وبرخاست دارند 

به یاد خش خش سینه ، نفس نفس زدن در هنگام صحبت ،وبالا آوردن خون و غیره میشوی. 

واز همه بدتر به یاد مظلومیت وتنهائی آنها در جامعه علوی می افتی. 

وچه سخت است برای من صحبت دراین مورد ،اما چه كنم كه خودرا مدیون آنان میدانم وباید تـا 

نفس بالا می آید در این رابطه صحبت كه هیچ بلكه باید فریاد زد به بلندای كرانه وافق وآن چنان 

فریاد كشیدكه خلائق بدانند تا شاید با این ناله وفغان بیداری بر این دل نازل گردد وخواب غفلــت 

وغبار از چشمان ما بیرون رود ،تا نگذاریم این گلهای بوستان انقلاب بدست فراموشی سپـــرده 

شوند ودین خود را به فدائیان خمینی و رهروان حسینی (علیه السلام)  ادا نموده ومانع ازظلم

بیش از اندازه به این عزیزان شویم. 

اما قبل از هرچیز لازم است طبق عادت مقصود مورد نظر خود را تبیین كنم تا خدای ناكـرده در 

این بین شك وشبهه ای بوجود نیاید واز جاده صراط المستقیم منحرف نگردیم.انشاءالله 

پس لازم میدانم كه سر فصل های آینده را با توجه به مطالب مورد بحث در این وبلاگ به ترتیب 

ذیل اعلام نمایم. 

ابتدا بعد از مقدمه جانباز را با توجه به فرهنگ غنی اسلامی بیان خواهم كرد ،وسپس به انواع 

جانبازاشاره كرده ودر مرحله سوم كه بحث اصلی من در این رابطه است درباره جانبـــــازان و 

شهیدان زنده شیمیائی وقطع نخاعی   خواهم پرداخت.ودر مرحله چهارم به برخورد جامعه بـا 

این عزیزان ، نحوه برخورد مسئولین جامعه اسلامی بالاخص بنیاد جانبازان ،و خانواده اینــــان 

با خودشان خواهیم پرداخت. 

ودر آخر الامر كه در خلال نوشته ها خواهد آمد به درد دل این عزیزان با عنوان زیر كه نامیده ام 

از نظر تان خواهد گذشت و نامی به مراتب بهتر از این نیافتم ((رنجنامه جانبازان شیــمیـــائی و 

قطع نخاعی))






وبر زخم های تن جانبازان اگر بوسه زدی تو مردی 

بسیجی مرد میدان نبرد ومرد جنگ است 

بسیجی جان به كف دارد نشانش با تفنگ

است 

میان موج خون با دست ایمان ،پای عرفـــان 

منور میكند آن پهنه حتما ســــرخ رنگ است 

وبعد از بررسی نحوه برخورد مسئولان با این عزیزان ، با معرفی وپیگیری از مسئولان وپیگیری 

مسئولین مربوطه پرداخته واگر خدا بخواهد وبا همكاری دیگر دوستان از مسئولین امر خواهان 

پاسخگوئی واقعی ونه توجیه از سر اضطرار خواهیم بود. وتمام مطالب را بدون سانـسوركردن 

خواهیم نگاشت.واین وبلاگ ما كه با نام گاز خردل نام دارد آماده انعكاس مطالب عزیزان خود 

جانبازان شیمیائی وقطع نخاعی خواهیم بود . 

واز دوستان ودلسوزان امر خواهان مساعدت ،یاری وراهنمائی می باشم. 

اما بعد ازمقدمه و تشریح اهداف خود از راه اندازی این وبلاگ حالا خود را كه در اصل نسل خود 

را معرفی می نمایم، تا خوانندگان عزیز و دوستان محترم بدرستی با من آشنا شده ومطالـــب 

را بدرستی درك كنند واگر مطلبی دارند با كمال میل خواهانم. 

مرا نسل سومی گویند ،نسل سوخته ، غربزده ، احساسی ، بی منطق ،بی قید وبند، پرتوقـع 

وزیاده خواه گویند .وگاهی ما را درمقابل نسل دیروز(نسل جانبازان شیمــیائی وقطع نخاعـی) 

قرار میدهند. 

عده ای دیگر مارامرتبط با نسل دیروز ، درحالت سكون وبی خیال با نســل دیروز می خواننـــد

وبدون درنظر داشتن تفكرات ما ،می خواهند از نسل ما به نفع جریان خودبهره برداری میكنند. 

عده ای در این سرزمین ما را به سمت غربگرائی وعده ای به سمت تحجر مآبی هدایت كرده 

وراه راست را آمیخته به انواع فرعیات كرده اند كه اصل را به جای فرع قالب كنند. 

اما حالا مرا با توجه به این تفاسیر بدرستی بشناس:من نسل سومی هستم ،در تعامل با نسل 

دیروز ، از نسل خون وسرخم ،نسل درد ،نسل رنج، نسل عاشقان ،ایثار ،شجاعت ، شهامت و 

شهادت، نسل بی سنگران كربلائی، كه با علم یقین داشتن به راه درست آن را می پیماینـــــد. 

به كوری چشم غرب گراها و تحجر مآبان خرمقدس كه هر دو از یكجا آبشخور دارند ، نسل مــن 

كاملا در پی اجرای عدالت وپیمودن راه سرخ شهیدان است ودر آینده نه چندان درو كه بار دیگـر 

پرچم عدالتخواهی به دست جانباز انقلاب اسلامی ایران سید علی خامنه ای  برافراشته گردد، 

آن حماسه جاوید را بار دیگر بوجود خواهد آورد وبه نسل دیروز نشان خواهد داد كه نسل بعد از 

شما میراث داران خوبی در این راه بوده اند واین امانت را به یاری هم به دست صاحـــب اصلی 

آن یعنی:(مهدی صاحب الزمان حجـــة بن الحسن(عج الله) ارواحنا له لتــراب لمقدمه الفــداة) 

خواهد داد. انشا ءالله 

اما در این وادی هیچ كس نیست كه با حسن نیت ازنسل من بپرسد كه دردت چیست؟هدفــت 

در زندگی واینكه از زندگی چه می خواهی ؟ و چطور به زندگی می نگری را بپرسد. 

وبه یكباره میبینی كه هر كس از این وادی به نفع خود بهره برداری میكند وما را به دنبال نخــود 

سیاه می فرستند وما را سر كار گذاشته اند ، ومی خواهند ما را از درون تهی كنند . 

اما بدانند كه ما آمده ایم هرچند با یك كار كوچك از نسل دیروز  دفاع كرده و پرچم كه از دســت 

هر سردار بر زمین می افتد آن پرچم را بدست گرفته و تنگـه احــد را مراقبت نمائیم تا مبادا راه 

نفوذی برای دشمن با قی بماند. 

اما این مطلب آخر را كه مقدمه ای بر نوشته آینده است مینگارم برای دوستان كه این را بدانند 

كه یكی دیگر از چیزهاائی كه لاز م است بدانند این است كه عده ای در هر عصری می خواهند 

از حوادث بهره برداری كرده واز آن استفاده ببرند به نفع  ما یحتاج مـادی خود وازآن استــــفاده 

كامل را ببرند وبر ماست كه با هوشیاری كامل راه را بر این سوء استفاده كنندگان وغارتگـــران 

بسته ومانع از پیش روی آنان به اركان دین ودنیای ما شوند. 

از مقوله جانبازان نیز عده ای برای رسیدن به قدرت و دنیای خود بهره برداری ها كرده ومیكنند 

واین همان چیز است كه با نام جانباز خیلی كارها دهن پر كن انجام میشود وچیزی نیز به جانباز 

نمی رسد وبا نام جانبازان برای خود تبلیغاتی راه می اندازند وجانبــــاز را از این اتاق به آن اتاق 

كشانده وآنقدر اذیت میكنند كه جانباز از كرده خود نیز پشیمان می شود. 

وچه خوب گفته است شاعر بسیجی دفاع مقدس:مرحوم ابوالفضل سپهر (رحمة الله علیه)




در این رابطه :

مامان میادو دست

بابا جونو میگیـــــره 

بابام با این خاطرات 

روزی یه بار میمیره 

فقط خاطره نیست كه 

قلب اونو سوزونده 

مصلحت بعضی ها 

پشت اونو شكونده 

برا بعضی آدمـــــا

بنده های آب ونون 

قبول كنین به خدا 

بابام شده نردبون 

 وما آمده ایم كه از عزیزان كاملا دفاع نمائیم باشد كه با یاری شما راه پر پیچ وخم را بپیمائیم تا 

شرمنده این شهدای زنده نباشیم ودر آخرت سرمان را درمقابل شهدا و امام شهدا بالا گرفتــه 

ودر مقابل سوال شهدا كه:بعد از ما چه كردید؟ پاسخی داشته باشیم. 

ودر آخر این گفته این شعر وعكس را حسن ختام قرار میدهم:






كودكی دبستانی هستم وچه روحانی

آشنای اسلامـــــم،بانــــوای قرآنـــــی

چون گلی شكوفایم مثل خواب ورویایم 

در عبادت الله همچو ســرو رعــــنایــــم 

من نماز میخوانم ،حكم دین می دانـــم 

بهرعاقبت اكنون،من نماز می خوانــــم 


التماس دعای خیر